دیجیتال سازی میراث فرهنگی

با چه مشکلاتی مواجه است؟

اغلب محققان و متخصـصان درگیر در میراث فرهنـگی و شرکت‌های فنـاوری دیجیتال بر پایه­‌ی یک پروژه‌‌ی بخصوص فعالیت کرده و بر تأمین سرمایه­‌‌ی همان پروژه متمرکز می‌شوند. این موضوع دشواری­‌هایی را در شکل­‌بخشیدن به یک فرآیند مشخص و منسجم ایجاد کرده‌­است؛ در معنای بسیار گسترده، می‌توان مشکلات دیجیتال­‌سازی میراث فرهنگی را چنین شرح داد:

۱. اهداف مبهم

در حال حاضر، سایت­‌های میراث فرهنگی و مدیران موزه نگران نقش فناوری­‌های دیجیتال در حل مشکلات موجود در زمینه­‌ی حفاظت آثار به طور کلی هستند. اما سؤال اساسی این است که دیجیتال­‌سازی چه مشکلاتی را می‌­تواند حل کند؟ دیجیتال­‌سازی چه کمکی می­‌تواند برای کار شاغلین حوزه‌­ی میراث فرهنگی محلی ارائه کند؟ اینجا ما با فقدان اطلاعات و آگاهی مواجه هستیم و به دنبال آن فقدان دانش و تخصص. مسئولین محوطه‌های میراث فرهنگی و مدیران موزه به سادگی از این روند پیروی کرده و  بدون شناسایی و بهره‌­برداری از ظرفیت­‌های فناوری­‌های دیجیتال به صورت خودکار از آن استفاده می­‌کنند. این بدین معنی است که آن‌ها بر فناوری­‌ها و روش­‌های نوین تکیه کرده‌­اند و امیدوارند که بتوانند ابزار­های دیجیتال خود را ارتقا بخشند؛ اما از این سؤال اساسی غافل مانده­‌اند که این فناوری­‌ها چگونه می­‌توانند در جهت ارتقای حفاظت و جاذبه­‌پردازی میراث فرهنگی خدمت کنند. بدون شک این مشکل موجب هدر رفتن نیروی کار، مواد و منابع مالی خواهد بود و ما را از هدف اساسی پیاده‌­ساختن فناوری­‌های نوین در زمینه‌­ی حفاظت میراث فرهنگی منحرف خواهد کرد.

۲. نمایش آثار عاری از بستر

یک ضرب­‌المثل چینی می­‌گوید: «چیزها را ببین اما آدمیان را نه». در معنای استعاری می­‌توان این ضرب­‌المثل را این­گونه توضیح داد: « نادیده گرفتن عامل انسانی و دیدن فقط عامل مادی». اینجا چیزها به ماهیت فیزیکی میراث فرهنگی و موجودیت مواد در مهندسی مدرن بازمی­‌گردد و کلمه­‌ی مردم به مردمان باستانی و مدرن اشاره دارد.

میراث فرهنگی شاهدی مادی از فرهنگ و جامعه‌­ای به خصوص در تاریخ است و باید از طریق بقایای مادی درک شود. اما به دلایل متعدد، بیشتر مواقع اشیاء از بستر خود خارج شده و تنها به عنوان قطعاتی مجزا بدون احترام به تداوم و بی­‌زمانی اطلاعات به نمایش در­می­‌آیند. بدون شک فهم این اشیاء‌ بدون وجود سرمنشاء برای افراد تحصیل نکرده و مخاطبان غیر متخصص دشوار خواهد بود. سیاست طراحی محصولات دیجیتال محدود است. چنین محصولاتی نمی‌­تواند پاسخگوی نیاز­های حقیقی کاربران باشند و ابزاری برای تجربه­‌های یادگیری یا کاربری دوستانه فراهم ­کنند. سیستم فعلی سرمایه­‌گذاری ایران در حوزه­‌ی میراث فرهنگی عموماً به میراث ملموس محدود شده و برای خلق، حفاظت و به تصویر کشیدن میراث غیر ملموس کمتر قدمی برمی­دارد. تخصیص بهتر منابع، سیاست­‌های حمایتی و کاهش فشار اجتماعی برای ایجاد سود اقتصادی در جهت دستیابی به تغییری مثبت، ضروری است.

 ۳. همکاری نابسنده­ی تجاری و عاری از محتوا

اگرچه امروزه بسیاری از فناور‌‌‌ی‌­های روز دنیا در حوزه‌­ی میراث فرهنگی، از نقشه‌برداری و استفاده از فناوری­‌های نوین جغرافیایی در سایت­‌های باستان­‌شناسی گرفته تا دیجیتال­‌سازی اشیاء موزه­‌ای، در ایران نیز در حال رشد و نمو است؛ با این وجود نمایش اشیاء در موزه­‌ها فاقد منطق است و با محتوای آثار منطبق نیست. ایده‌ها عموماً وارداتی بوده و یا از کار دیگری کپی شده­‌اند. این امر منجر به کمبود محتوایی عمیق و همچنین ناتوانی مخاطبان در درک سایت­‌های باستان­شناسی یا اشیاء موزه­‌ای شده‌­است.

با افزایش روزافزون نیاز و علاقه‌­ی مردم به مسائل تاریخی و فرهنگی، شاهد رشد قابل توجه پیاده‌­سازی فناوری­‌های دیجیتال در زمینه‌­ی میراث فرهنگی هستیم؛ برای مثال می­‌توان به تولید انیمیشن­‌هایی با محتوای تاریخی و همچنین تولید محصولات فرهنگی نوآورانه در فرمت دیجیتال اشاره کرد. متأسفانه اکثر این تولیدات فاقد خلاقیت و اصالت هستند و در ایجاد مالکیت فکری شکست خورده­ و در آخر با تولید محصولاتی یکسان با محتوایی سطحی مواجه بوده­­‌اند؛ در نتیجه چندان تأثیر شایان توجهی بر مخاطب نداشته‌­اند.

آنچه حائز اهمیت است، این است که همواره به یاد داشته باشیم، حفاظت از محتوای دیجیتال نباید با حفاظت از آثار فیزیکی و سایت­‌های باستان­شناسی تداخل داشته‌­باشد، بلکه باید در راستای ارتقاء راه جدیدی برای انتشار عمومی و همچنین تجاری­‌سازی مؤثر و کارآمد منابع فرهنگی قدم بردارد و جذب، آموزش و اطلاع رسانی به مخاطبین را سرلوحه­‌ی کار خویش قرار دهد. بدون شک در این راه باید نیاز­ها و ظرفیت­‌های بومی نیز مورد بررسی قرار گیرد.

۴. فقدان آگاهی عمومی و طراحی استثنایی در صنعت میراث دیجیتال

میراث دیجیتال حاصل فناوری­‌های متعدد و رشته­‌های مختلف بوده و سازگاری زیادی با نیازهای متفاوت نشان می‌­دهد. در نتیجه باید از این پتانسیل بهره‌­برداری کرده و به انجام تحقیقات گسترده و کاربردی در زمینه­‌های مختلف بپردازد. اما به دلیل توسعه­‌ی سریع فناوری و صنعت، وضعیت در واقع بسیار متفاوت است. بسیاری از سازمان­‌ها و شرکت­‌ها مشخصات فنی و رویه‌­های عملیاتی را در جهت تسهیل استانداردسازی و درجه­‌بندی حفاظت از میراث فرهنگی گردآوری می­‌کنند. پژوهشگران، بسیاری از مقالات مربوط به این حوزه را مورد بررسی قرار می­‌دهند. اما هنوز به یک آگاهی کلی نرسیده‌­اند که فناوری به خودی خود یک هدف نیست بلکه ابزاری ساده برای خلاقیت و حفاظت، مستندنگاری، تجسم‌­بخشی و تفسیر میراث فرهنگی است. آنچه که ما امروزه بدان نیازمندیم، در درجه­‌ی اول واکاوی و مشخص کردن خلاء­های موجود در این حوزه است. بعد از تدوین استاندارد­های کار باید به طراحی و تولید ایده­‌ها و محصولات در سطحی بالا پرداخته شود و در نهایت با این استانداردها،‌ هنجارها و مقررات می‌­توان راه­‌حل­‌های عملی را اجرایی نمود.

نگارنده: شیرین علمداری

تاریخ انتشار: ۲۸ شهریور ۹۸